تـــا به تـــا

تـــا به تـــا

حضرت سلیمان تختش بر باد بود؛ یعنی عالم بر باد است!

وقتی که می‌نویسی،
فکرکن به این‌که باید
از میان خواننده‌هات
یکی دو نفر کشته شوند...
نوشته‌ای که نتواند کسی را بکشد
به درد نمی‌خورد.
نوشته‌ای که تو را
توی تعلیق و غصه
از پا درنیاورد،
به درد
ویترین کتابخانه‌های ملی می‌خورد
و صورت روشنفکرهای مزخرف.
بخوان، غصه بخور.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۷ مطلب در تیر ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۱
تیر

هوالحق

گاهی وقتا آدم میشنوه برای یه نفر یه اتفاقی افتاده که حتی تصورش برای خودمون وحشتناکه. 

شب قدر آخر به اتفاق دوستان تو مسجد منتظر شروع مراسم نشسته بودیم که یکی از رفقا با حالتی عجیب از برنامه ماه عسل آخری گفت و شروع کرد به تعریف ماجرای این قسمت:

زنی 8 شبانه روز در یک چاه 25 متری در کنار جنازه شوهرش. و مختصر توضیحاتی داد

کنجکاو شدم و بعد از مراسم فیلم همون قسمت رو دانلود کردم.

نمی تونم خودم رو تو اون شرایط تصور کنم، نمی خوام هیچ وقت تو همچون جایی گیر بیوفتم. نیمه های شب رفتم تو حیات و آسمون رو دید زدم و شروع کردم به ارتفاع گرفتن تا به 25 متر برسم. خیلی زیاد بود. یک ساختمون یک طبقه اطراف ما شاید 4 متر ارتفاع داشته باشه. با این حساب 25 متر میشه یه ساختمون 6 طبقه. و آدم به اندازه یه ساختمون 6 طبقه زیر زمین گم شده باشه و کسی جز خدا از وجود آدم خبر نداشته باشه.

هر کدوم از ماها برای خودمون که مکان دنج به عنوان خلوتگاه داریم. ای خلوتگاه ها میتونه غار حرایی برامون باشه، محل صعود و عروجمون و حتی میتونه محل سقوطمون باشه. بستگی به خودمون به نفسمون داره.

ایراد ما آدما اینه که همیشه تو سختیا یاد خدا میوفتیم .

کلید خیلی از چیزها تو شکرگزاری هست.

شکرگزاری یعنی چی؟

کی باید شکرگذاری کنیم؟

در چه حالت شاکر نخواهیم بود؟

من من من من من من .....

یادمون نره شیطان قسم خورده تمام تلاششو در عدم شکرگذاری ما بکنه

۲۵
تیر

برای شب قدر گفتاری کوتاه از حاج آقا مجتبی :

من همیشه قبل از اینکه از خداوند طلب مغفرت کنم، میگویم خدایا من امشب از تمام کسانی که گردنشون حقی دارم، غیبت من رو کردن، مالی از من خوردن، آزاری رسوندن و ... از همه اونها گذشتم. قلبا هم گذشتم و هیچ شکایتی ندارم. خدایا اگر تو امشب من رو نبخشی و از سر تمام تقصیراتم نگذری، من از تو بخشنده ترم و چنین چیزی غیر ممکنه. پس حتما تو من رو بخشیدی. خصوصا در لیالی قدر اینطور دعا کنید و ببینید چه حالی به شما دست میدهد. خصوصا در حق کسانی که به شما بدی کردند بیشتر دعا کنید. ما در روایاتمان زیاد داریم که اگر در حق اینها دعا کنید خداوند چندین برابر اون چیزی که خواستید رو برای خودتون مستجاب میکنه


التماس دعا .

۲۰
تیر

ﻧــﻪ ﻓــﺎﻧــﻮﺳـ ـﻬﺎﯼ ﻗــﺎﻫــﺮﺓ ﺭﻭﺷــﻦ ﺍﺳﺖ


 ﻭ ﻧــﻪ ﻣـــﻮﺫﻥ ﻫﺎﯼ ﺩﻣﺸـــﻖ ﺍﺯ ﺑﻠﻨـــﺪﮔــﻮﻫــﺎﯼ ﻣﺴــﺎﺟـــﺪ ﺩﻣﺸـــﻖ ﺑﺎ ﺁﺭﺍﻣــــﺶ ﺍﺫﺍﻥ ﻣﯽ ﮔــﻮﯾﻨـــﺪ


ﺑـــﺎﺯﺍﺭﻫـــﺎﯼ ﺑﻐـــﺪﺍﺩ ﺑﺴﺘــــﻪ ﺷـــﺪﻩ 


ﺷﻬــــﺮ ﻗـــﺪﺱ ﻫﻨـــﻮﺯ ﺩر ﺍﺳـــﺎﺭﺕ ﺑــﻪ ســـــﺮ ﻣﯽ ﺑــــﺮﺩ؛ ﻭ ﺳـــﺎﮐﻨﯿـــنَش ﺩﺭ ﻧـــﻮﺍﺭ ﻏـــﺰﺓ ﺑﻤـــبــﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺷــــونــﺪ؛


ﭼﻄﻮﺭ ﺭﻭﯾﻤﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ما با اسراییل غاصب سر جنگ نداریم ... !


چطور می توان روی این همه ظلم و ستم چشم بست و به فکر خویشتن بود ... !


پ.ن: اسرائیلی هایی که نزدیک مرز غزه هستند به تماشای بمباران مردم مظلوم غزه مشغول هستند.

۱۸
تیر
روز گذشته رهبر انقلاب با کارگزاران و مسئولین نظام دیداری داشتند کی طی آن بیانات و توصیه های مهمی را به دولت و دیگر مسئولین ایراد فرمودند.


رهبر انقلاب در بخشی از سخنان خود بر اساس آیات قرآنی و ادعیه ماه مبارک رمضان 24توصیه را به مسئولین گوشزد فرمودند که در ادامه مروری بر آنها داریم:

1-باهدف عمل کنید و بدانید به کجا میروید و مقصد چیست.

از دعاى روز اوّل ماه مبارک رمضان بنده سه جمله را انتخاب کرده‌ام. جمله‌ى اوّل عرض میکند: اَلَّلهُمَّ اجعَلنا مِمَّن نَوَى فَعَمِلَ؛ پروردگارا ! ما را از کسانى قرار بده که با نیّت، با قصد، با معرفت عمل انجام میدهند؛ عملِ هدف‌دار، عمل همراه با نیّت، عملى که از پیش معلوم است که در چه جهتى و به سمت چه مقصدى است.

2- از کسالت، از تنبلی و کم کاری پرهیز کنید.

جمله‌ى دوّم: وَ لا تَجعَلنا مِمَّن شَقِىَ فَکَسِل؛ ما را از آن تیره‌روزانى قرار نده که دچار تنبلى و بیکارگى هستند. کسالت یعنى تنبلى، یعنى بیکارگى؛ ما را از اینها قرار نده. دعا این را به ما تعلیم میدهد

3- به عملتان تکیه کنید، با آرزو کردن و جلسه گذاردن چیزی درست نمیشود.

جمله‌ى سوّم: وَ لا مِمَّن هُوَ عَلى‌ غَیرِ عَمَلٍ یَتَّکِل؛ ما را از کسانى قرار نده که تکیه‌شان به چیزى غیر از عمل است. نشستن و آرزو کردن و حرّافى کردن و بافتن مطالبى به یکدیگر در جلسات، بدون اینکه عملى به دنبال آن باشد؛ ما را از اینها قرار نده

4- هشیار و بیدار باشید.

یک دعای دیگر که انتخاب کرده ام، دعاى هرروز ماه مبارک است؛ در این دعا عرض میکند: وَ اَذهِب عَنّى فیهِ النُّعاسَ وَ الکَسَلَ و السَّأمَةَ و الفَترَةَ وَ القَسوَةَ وَ الغَفلَةَ وَ الغِرَّة. اول «النُّعاس» است. یعنی پروردگارا! من را از خواب آلودگی برکنار بدار.

5- از تنبلی و کم کاری پرهیز کنید.

دوّم «الکَسَل»، یعنى همان بیکارگى و تنبلى

6- پرهیز از دل زدگی و بی انگیزه شدن

سوّم «السَّأمَة»، ملول شدن، از یک چیزى دل‌زده شدن، دل‌زدگى

7- پرهیز از سهل انگاری و کار غیر اصولی

بعد «الفَترَة» یعنى سهل‌انگارى، کارها را با سهل‌انگارى گذراندن، در کارها استحکام را رعایت نکردن.

8- پرهیز از سخت دلی و عدم انعطاف

بعد «القَسوَة»، سخت‌دلى، تحجّر، عدم انعطاف.

9- غافل نشوید و با آگاهی تصمیم بگیرید.

بعد «الغَفلَة»؛ غافل شدن و گیج خوردن از موقعیّت خود و آنچه دارد میگذرد و آنچه پیش روى ما است و آنچه پیرامون ما است

10- مغرور نشوید .

آخرى «الغِرَّة»؛ فریب‌خوردگى، مغرور شدن، فریب خوردن؛ مرا از این صفات برحذر بدار.

11- فریب تطمیع ها و وعده های دشمن را نخورید.

شیطان برای اغوا کردن مومنین وعده میدهد، وعده‌هاى فریبنده؛ یَعِدُهُم وَ یُمَنّیهِم وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیطنُ اِلّا غُرورا؛ وعده میدهد، آرزوها را در دل آنها بیدار میکند، یک آینده‌ى رنگى و دروغین و خیالى مثل سراب در مقابل چشم مؤمنینِ‌به‌خود میگذارد؛ امّا فریب است. تطمیع، فقط تطمیع شخصى نیست؛ تطمیع‌هاى کلّى: «چنین میکنیم، چنان میکنیم»؛ بعد هم نمیکنند، دروغ میگویند؛ کار شیطان این است.

12- از تهدیدهای دشمن ترس به دل راه ندهید.

شیطان ما را میترساند: اِنَّما ذلِکُمُ الشَّیطنُ یُخَوِّفُ اَولِیآءَهُ فَلا تَخافُوهُم وَ خافُونِ اِن کُنتُم مُؤمِنین. در قضیّه‌ى غزوه‌اى که بعد از اُحد اتّفاق افتاد - که آمدند شایعه کردند که دشمن آمد، پدرتان درآمد، همه چیزتان از دست رفت - پیغمبر فرمود: آن کسانى که امروز در جنگ اُحد زخمى شدند، همانها شمشیر بردارند و بیایند؛ اگر هیچکدامتان هم نیایید، من تنها خواهم رفت. راه افتادند، در نزدیکی مدینه، جایی که دشمن کمین کرده بود، آنها را تارومار کردند و برگشتند. اینجا قرآن میفرماید: اِنَّما ذلِکُمُ الشَّیطنُ یُخَوِّفُ اَولیاءَه. یکى از کارهاى شیطان ترساندن است. یا اینکه میفرماید: اَلشَّیطنُ یَعِدُکُمُ الفَقر. شیطان شما را از فقر میترساند. مثل رفتارى که امروز آمریکا دارد و قدرتهاى استکبارى همیشه [دارند]؛ از یک طرف تهدید میکنند، از یک طرف تطمیع میکنند.

13- نگذارید دشمن در دستگاه محاسباتى شما اثر بگذارد.

تأثیر شیطان در دستگاه محاسبه‌ى ما، از راه تهدید و تطمیع است. وقتى دستگاه محاسباتى از کار افتاد، کار خراب میشود. محاسبه‌ى غلط، یکى از بزرگ‌ترین خطرها است؛ گاهى حیات انسان را تهدید میکند؛ گاهى سرنوشت انسان را تهدید میکند؛ چون توان انسان، نیروى انسان، توانایى‌هاى انسان، تحت سرپنجه‌ى اراده‌ى او است، و اراده‌ى انسان تحت تأثیر دستگاه محاسباتى او است: اگر دستگاه محاسباتى بد کار کرد، اراده‌ى انسان تصمیمى میگیرد و در جهتى میرود که خطا است؛ آن‌وقت نیروهاى انسان، همه‌ى توانایى‌هاى انسان در این جهتِ خطا به کار مى‌افتد؛ این آن چیزى است که باید مراقب آن باشید.

14- به خداوند و سنت های آفرینش ایمان و اعتماد داشته باشید.

یکى از خطاهاى محاسباتى این است که انسان در چهارچوب عوامل محسوس و صرفاً مادّى محدود بماند؛ یعنى عوامل معنوى را، سنّتهاى الهى را، سنّتهایى که خدا از آنها خبر داده است، آن چیزهایى را که با چشم دیده نمیشود، ندیده بگیرد؛ این یکى از خطاهاى بزرگ محاسباتى است

15- به دشمن اعتماد نکنید.

عناصرى که این محاسبات را شکل میداده اینها است: اوّل، اعتماد به خدا و سنن آفرینش؛ دوّم، بى‌اعتمادى به دشمن و شناخت او. یک حرف خوبى را اخیراً یک جایى خواندم؛ یکى از کارشناسان دولتى آمریکا گفته است: آشتى میان ایران و آمریکا امکان‌پذیر است، امّا میان جمهورى اسلامى با آمریکا ممکن نیست.

16- رخنه های اقتصادی، فرهنگی و امنیتی را بشناسید و آنها را ببندید.

اگر قوى نباشید به شما زور میگویند، بر شما تحمیل میکنند. باید قوى بشوید. عناصر قوّت چیست؟ چگونه میشود فهمید و قبول کرد که ما قوى هستیم؟ روحیّه، امید، کاروتلاش، شناخت رخنه‌هاى اقتصادى، رخنه‌هاى فرهنگى، رخنه‌هاى امنیّتى - اینها را بشناسید و این رخنه‌ها را ببندید -

17- مرتب نگویید نمی گذارند! تا میتوانید کار کنید.

حالا بعضى‌ها میگویند نمیگذارند؛ نمیگذارند یعنى چه؟ شما چه در مجلس، چه در دولت، چه در قوّه‌ى قضائیّه، چه در نیروهاى مسلّح، چه در بخشهاى گوناگون مربوط به دولت، توانایى‌هایى دارید، امکاناتى در اختیار دارید، از این امکانات استفاده کنید؛ تا میتوانید کار کنید؛ نگذارید لحظه‌اى بیکار بگذرد.

18- به جای حاشیه سازی، به حل مشکلات مردم بپردازید.

حرکت را براساس اصول انقلاب تنظیم کنید؛ از حاشیه‌سازى پرهیز کنید، به حلّ مشکلات مردم بپردازید

19- مسئولین 3قوه بایکدیگر جلسات و ارتباطات قوی داشته باشند.

هم‌گرایى بخشى و هم‌گرایى قوّه‌اى را مهم بشمارید. بنده توصیه‌ى مکرّر میکنم به مسئولین محترم قواى سه‌گانه که جلساتشان را به‌طور مرتّب داشته باشند؛ خیلى از مسائل در این جلسات مشترک حل میشود.

20- دولت های گذشته را در منبرهای عمومی نقد نکنید.

نسبت به دولتهاى گذشته، بهتر این است که نقد به صورت کارشناسى انجام بگیرد؛ نقد در منبرهاى عمومى خیلى مصلحت نیست

21- از دولت کنونی مچ گیری نکنید.

نسبت به دولت کنونى هم نقد باید منصفانه، محترمانه، دلسوزانه باشد؛ به معناى مچ‌گیرى، به معناى اذیّت کردن نباشد

22- اقتصاد مقاومتى را جدّى بگیرید.

به مسئولین دولت عرض میکنم: اقتصاد مقاومتى را جدّى بگیرید. خب، رئیس جمهور محترم گفتند، مسئولین دیگر هم کم‌وبیش اظهار کرده‌اند، گفته‌اند، منتها باید عمل کرد: وَ لا مِمَّن عَلى‌ غَیرِ عَمَلٍ یَتَّکِل؛ این‌جور نباشد که به زبان بگوییم، در عمل کُند حرکت بکنیم

23- جریان های مومن را با شعار "اعتدال" کنار نزنید.

اعتدال، شعار بسیار خوبى است، ما هم تأیید میکنیم. اما سفارشى که من میکنم این است که مراقب باشید جریانهاى مؤمن را با شعار اعتدال کنار نزنند؛ بعضى‌ها این کارها را دارند میکنند، من میبینم در صحنه‌ى سیاسى کشور؛ با شعار اعتدال، با شعار پرهیز از افراط، سعى میکنند جریان مؤمن را که در خطرها آن جریان است که زودتر از همه سینه سپر میکند، آن جریان است که دولتها را در مشکلات واقعى به معناى حقیقى کلمه حمایت میکند، کنار بزنند؛ مراقب باشید. اسلام، مظهر اعتدال است.

24- آرامش روانی کشور را حفظ کنید.

فضاى جنجالى در کشور به نفع کشور نیست. بعضى‌ها روى اعصاب مردم این‌قدر راه نروند - که آدم مشاهده میکند - امنیّت فکرى و ذهنى براى مردم مهم است؛ فضاى دعوا و فضاى اختلاف را افزایش ندهند، تشدید نکنند. حرفهاى دشمنان را هم مرتّب تکرار نکنند

(+)

۰۳
تیر


بود آیا که در میکده‌ها بگشایند؟
گره از کار فروبسته ما بگشایند؟


۰۲
تیر

آن شخصی که رسما و با افتخاراز آرزوی خود مبنی بر حرکت به سمت صلح حسنی دم میزند ، حتما متوجه است که  :

1.       صلح حسنی حاصل فرایند ناگوار بی یارو یاور شدن امام حسن (ع) دربرابر دشمنان بود . فرایندی که ناشی از خیانت فرماندهان و کارگزاران ارشد امام حسن (ع) و تطمیع این کارگزاران ایشان با سکه های معاویه بود .اعتراف وافتخار کارگزاران به لزوم حرکت به سمت صلح حسنی ، در واقع نوعی اعتراف تلویحی به خیانت و خالی کردن پشت امام جامعه است . همچنین صلح حسنی برای کارگزارانی که موجبات اجبار امام به صلح با دشمن را فراهم کردند ، نه تنها افتخار ندارد بلکه سرشکستگی و خجالت دارد .
 
2.       صلح حسنی ، آتش بس مقطعی با دشمن با هدف کسب آمادگی مجدد برای نبرد با دشمن بود اما آشتی با دشمن و have  a nice day  گفتن و  تلاش جهت رفع کدورت ها و تنش زدایی این گونه مسایل نبود . صلح حسنی مایه خوشحالی امام  و یارانشان نبود ، بلکه جام زهری در کام ایشان و محبینشان بود . صلح حسنی ، در ادامه  تلاش ائمه برای تثبت حاکمیت اسلام و حکومت علوی در برابر دشمن و حکومت معاویه بود ونه تلاش جهت تئوریزه کردن لزوم هضم شدن در حاکمیت و نظام جهانی مطلوب دشمن و کدخدا . صلح حسنی آتش بس موقت بود اما تلاش جهت خط کشیدن بر اصول و منطق مبارزه با دشمنان اسلام به اسم اعتدال و تدبیر و سفیدنمایی و بزک کردن چهره دشمن نبود !
 
3.       صلح حسنی به تبع خود و به فاصله کمی ، قیام سرخ حسینی علیه خائنان ، منافقان و اسلام معاویه ای را بدنبال داشت .
 

پینوشت :
و انشالله که این نظریه پردازی های مجدد پیرامون لزوم برافراشته شدن پرچم صلح حسنی ، ارتباطی به دور جدید مذاکرات به بن بست رسیده هسته ای در وین  و تلاش ها برای واگذاری امتیازات بیشتر به طرف غربی و عدول مجدد از خطوط قرمز نظام نداشته باشد ...

۰۱
تیر


یکی از ماموران امنیتی زخمی شده بود و روی زمین افتاده بود.عده ای که صورتهاشان را بسته بودند رفتند و بر بدن نیمه جان او بنزین ریخته و آتشش زدند. من رفتم و بدن در حال سوختن او را از وسط جمعیت به کنار کشیدم و لباس هلال احمر خودم را بر تنش انداختم. به یکباره جمعیت به سوی من حمله ور شدند و با عمود آهنین به سرم کوبیدند. سه نقطه از سرم شکست، بینایی ام را تقریبا از دست دادم. در همان وسط خیابان چند نفر دست و پایم را گرفتند، یکی شان با درفش به زیر ناخن های پایم می انداخت و ناخن های پایم را یکی یکی کشیدند... مرا به خانه ای بردند و در آن جا شکنجه ام کردند و در نهایت وقتی تصور کردند که جان داده ام، جنازه ام را در خیابان انداختند و رفتند...
وقتی تصاویر من از تلویزیون پخش شد، حتی مادرم هم مرا نشناخته بود و از تن صدا حدس زده بود که من پسرش هستم و به این ترتیب بود که بعد از چند روز بی خبری از من، خانواده ام توانستند ردی پیدا کنند و سراغم بیایند...

***
این ها که خواندید، هیچ ربطی به داعش و وقایع کنونی عراق ندارند! خاطراتی است که براساس خاطرات شهید ستاری و خانواده اش بازنویسی کرده ام.
شهید ستاری را در عاشورای 88، همین فتنه گران آزادی خواه و دموکرات در وسط خیابان های تهران به فجیع ترین شکل شکنجه کردند و او در نهایت در زمستان گذشته به شهادت رسید
برای تاریخ نوشتم تا روزی قضاوت کند که مزدورهای امریکا درایران و عراق و سوریه و هر جای دیگر دنیا رفتار مشابهی انجام میدهند و فقط این رسانه های دنیا هستند که اسم یکی را داعش می گذارند و دیگری را جنبش سبز و از هر کدام مطابق میل کدخدا تصویرسازی می کنند
#فتنه_88  
#سالگرد_فتنه_88