تـــا به تـــا

تـــا به تـــا

حضرت سلیمان تختش بر باد بود؛ یعنی عالم بر باد است!

وقتی که می‌نویسی،
فکرکن به این‌که باید
از میان خواننده‌هات
یکی دو نفر کشته شوند...
نوشته‌ای که نتواند کسی را بکشد
به درد نمی‌خورد.
نوشته‌ای که تو را
توی تعلیق و غصه
از پا درنیاورد،
به درد
ویترین کتابخانه‌های ملی می‌خورد
و صورت روشنفکرهای مزخرف.
بخوان، غصه بخور.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

مـا عـاشـقـیـم

جمعه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۲، ۰۹:۰۱ ب.ظ

مـا عـاشـقـیـم , عـاشـق حـیـران زیـنـبـیـم
تـکـفـیـرمـان کـنـیـد ؛ مـسـلـمـان زیـنـبـیـم ..

شهدای حرم خانم زینب 


خیلی وقت بود که منتظر یک تماس بودم از قم که بالاخره گوشیم زنگ زد و کد شهر قم پیش شماره بود. بهم خبر دادن که برای خادمی راهیان نور اسمم دراومده و شهدا درخواستمو قبول کردن و دعوتنامه برام فرستادن. انشالله عازم مناطق جنوب هستم .

سه شنبه ساعت 13 ظهر

 دوسال بود که منتظر دعوتنامه شهدا بودم. باورم نمیشه درست از همون منطقه ای اسمم دراومده که به یکی از شهدای اون منطقه مدام التماس می کردم. انشالله شماها هم زائر شید، انشالله به استقبالتان خواهم آمد. به میمنت ورودتون براتون اسپند دود خواهم کرد. خاک پاتون رو سرمه ی چشمام خواهم کرد.

دعا کنید دست  خالی برنگردم.


نظرات  (۳۶)

  • وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
  • خوش بسعادتتون....
    دعامون کنید شدید....
    ان شاءالله خادم بامعرفتی باشید و کلی درس بگیرید و دست پربرگردید
    پاسخ:
    انشالله
  • محمد کیوان
  • هــوالمُـقیت

     

    خداشناس ترین مردم پُر درخواست ترین آنها از خداست

    کسی که خدای سبحان را می شناسد،شایسته است دلش از بیم و امید به او خالی نباشد

    *مــولا علــــی (ع)*

    التماس دعا ...
  • علی اکبر مجنون الحسین جان
  • بسم رب الحی ارواحناله لک الفدا

    هدیه ی ققنوس کربلا به شما بزرگوار گرامی

    ان شاالله در زندگی مان چراغ راهی باشد تا از مولایمان اباصالح المهدی ارواحناله لک الفدا جا نمانیم....
    امام و مولایم محمد ابن علی باقر العلوم ارواحناله لک الفدا فرمودند:
    اگر در قبال تو ستم کردند! تو ستم نکن!
    ___________________________________

    نماز بدون وضوی شیخ هادی

    یکی از استادان دانشگاه امام صادق(ع) در یادداشتی، ماجرای تکان‌دهنده و عبرت‌آموزی را به تحریر درآورد، که تقدیم می‌شود:
    حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشن‌های مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم. پیش‌نماز مسجد، حاج آقایی بود به‌نام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت، مراسم شب‌های قدر، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار می‌کرد. اگر کسی می‌خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت می‌کرد و در آخر هم شیخ خطبه عقد را جاری می‌کرد. اگر کسی در محله فوت می‌کرد شیخ هادی برای او نماز میت می‌خواند و کارهای بسیار دیگر ... .
    یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم. منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این حین، درِ یکی از دستشویی‌ها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد. با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد! من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می‌گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند! من که کاملاً گیج شده بودم سریعاً به حاج علی که سال‌های زیادی با هم همسایه بودیم، گفتم: حاجی! شیخ هادی وضو ندارد، خودم دیدم از دستشویی آمد بیرون ولی وضو نگرفت. حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب فردا می‌خوانم.
    این ماجرا بین متدینین پیچید، من و دوستانم برای رضای خدا، همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مأمومین کم‌کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جایی‌که بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند. زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت، بچه‌های شیخ هم برای این آبروریزی، پدر را ترک کردند. دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود؛ آیا اصلاً مسلمان است؟! آیا جاسوس است؟! و آیا ... .
    شیخ بعد از مدتی محله ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود. ما هم به‌همراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی، در پوست خود نمی‌گنجیدیم. بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه جوان [به مسجد] فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت.
    بعد از دو سال از این ماجرا، من به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدیم. در مکه به‌خاطر آب و هوای آلوده بیمار شدم. بعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردم و دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپول برایم تجویز کرد. روز بعد وقتی می‌خواستم برای نماز به مسجد بروم، تصمیم گرفتم قبل از آن به درمانگاه بروم و آمپول بزنم. پس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوز وقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدم تا جای آمپول را آب بکشم. در حال خارج شدن از دستشویی، ناگهان به یاد شیخ هادی افتادم. چشمانم سیاهی می‌رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند. نکند آن بیچاره هم می‌خواسته جای آمپول را آب بکشد؟!! نکند ؟!! نکند؟!! دیگر نفهمیدم چه شد. به خانه برگشتم تا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکر می‌کردم که چگونه منِ نادان و دوستان و متدینین نادان‌تر از خودم، ندانسته و با قصد قربت آبرویش را بردیم؛ خانواده‌اش را نابود کردیم؛ و ... .
    از فردا، سراسیمه پرس و جو را شروع کردم تا شیخ هادی را پیدا کنم. پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتم برای کار مهمی دنبال شیخ هادی می‌گردم او گفت: شیخ دوستی در بازار حضرت عبدالعظیم× داشت و گاه گاهی به دیدنش می‌رفت، اسمش هم حاج احمد بود و به عطاری مشغول بود. پس از خداحافظی یک‌راست به بازار شاه عبدالعظیم× رفتم و سراغ عطاری حاج احمد را گرفتم. خوشبختانه توانستم از کسبه آدرسش را پیدا کنم. بعد چند دقیقه جستجو پیرمردی با صفا را یافتم که پشت پیشخوان نشسته و قرآن می‌خواند. سلام کردم جواب سلام را با مهربانی داد. گفتم: ببخشید من دنبال شیخ هادی می‌گردم؛ ظاهراً از دوستان شماست، شما او را می‌شناسید؟ پیرمرد سری تکان داد و گفت: دو سال پیش شیخ هادی در حالی‌که بسیار ناراحت و دلگیر بود و خیلی هم شکسته شده بود، پیش من آمد، من تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودم. بسیار تعجب کردم و علتش را پرسیدم، او در جواب گفت: من برای آب کشیدن جای آمپول به دستشویی رفته بودم که متدینین بدون اینکه از خودم بپرسند به من تهمت زدند که وضو نگرفته نماز خوانده‌ام؛ خلاصه حاج احمد آبرویم را بردند، خانواده‌ام را نابود کردند و آبرویی برایم در این شهر نگذاشتند و دیگر نمی‌توانم در این شهر بمانم، فقط شما شاهد باش که با من چه کردند. بعد از این جملات گفت: قصد دارد این شهر را ترک گفته و به عراق سفر کند که در جوار حرم امیرالمومنین× مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کند. من هم هرکاری کردم که مانعش شوم نشد. او گفت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم. او رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم.
    ناگهان بغضم سرباز کرد و اشک‌هایم جاری شد، که خدای من این چه غلطی بود که من مرتکب شدم. ‌ای کاش آن موقع کور می‌شدم و این جنایت را نمی‌کردم. ‌ای کاش حاج علی آن موقع به‌جای گوش دادن به حرفم توی گوشم می‌زد. ‌ای کاش‌ای کاش... . و این ‌ای کاش‌ها که بیچاره‌ام می‌کرد. الان حدود 20 سال است که از این ماجرا می‌گذرد و هر کس به نجف مشرف می‌شود من سراغ شیخ هادی را از او می‌گیرم ولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادی مظلوم نیست.

    __________________________________________

    مواظب باشیم آبروی مردم در جوب پیدا نشده است!!!
     ومولایم جعفر بن محمد صادق آل رسول ارواحناله لک الفدا فرمودند:
    مردم آبروی خود را به سختی به دست آورده اند ! نکند تو کاری نمایی تا آبروی آنها را مورد هجوم قرار دهی!!!

    التماس دعای عهد وفرج مولایمان ان شاالله
  • کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
  • سلامــ خدا قوتـــ
    توی این شهر شلوغ زیر نگاه شهدا چقدر مثل اونا عمل می کنیم
    توی این شهر شلوغ روی خون شهدا راه میریم اما چقدر مثل اونا راه میریم
    توی این شهر شلوغ روزها میرن و میان اما چقدر از روزهای ما مثل اوناس
    توی این شهر شلوغ عکس شهدا رو در و دیوار می درخشه اما چقدر هم مسیر آنهاییم...
    نمی دونم ولی توی این شهر شلوغ از بزرگ تا کوچیک همه مدیون اینا هستن ولی چرا با دیدن عکس شهیدا هنوز داریم عکس شهدا عمل می کنیم؟؟
    +
    اگهـ روزیم نشد اربعین کربــ بلا
    اگهــ روزیم نشد مشهدالرضا
    حالا اگهــ خدا بخواد فردا دارم میرمــ کربـــ بلای ایران
    "بهــ روزمــ "
    ++
    اگر قابل باشم دعاگویتان هستم
    +++
    دعاکنید دست خالی برنگردمــ
    ++++
    یازهراکربــ بلا ان شاء الله
    سلام
    خوش به حالتون
    واقعا چه سعادتی، که نصیب هر کسی نمیشه
    التمــــــــــــــــــــاس دعا.
    به وب ما هم سر بزنید
    شهید آوینی ره:
    عاشقان عاشق بلایند . در حیات در احتجاب صدف عشق است و آن را جز در اقیانوس بلا نمی توان یافت، در ژرفای اقیانوس بلا عاشقان غواصان این بحرند و اگر مجنون نباشد چگونه به دریا زنند؟
    سلام و درود 
    ممنون 
    از وقتی که میگذارید
    به ما سر بزنید خوشحال میشم

    سعادت را آنها بردند
    که آن چیزی را که
    خدا به آنها داده بود
    تقدیم کردند
    و ما
    عقب مانده ی آنان هستیم
    امام خمینی (ره)

    التماس دعا
  • سجاد مؤذنی
  • نامه ی خواندنی مادر سه شهید اصفهانی به کاترین اشتون
    لطفا نظر دهید...
    و من اله توفیق...
    http://sajjad-m.blog.ir/1392/12/21/
  • علی بخشایش
  • سلام بسته ی نمایشگاهی فرهنگی تولید کرده ایم وبژه ایام فاطمیه ؛
    هم دانلود کنید هم اگر مقدور است با باز نشر آن در وبلاگ وسایت خود به توزیع مجازی این بسته فرهنگی کمک نمایید چرا که ما در حوزه کارهای مجازی فوق العاده بی تجربه ایم!:
    لینک دانلود:


    با تشکر 
    علی بخشایش (سلمان)
    09137189400
  • خادم الحسین
  • سلام.
    به روزیم...
    منتظر نظرات شما.
    یا علی مدد
    این روزها..
    صدای در که می آید....
    آ ت ش ..... م ی گ ی ر م...

    ....
    ایام تسلیت....
  • مصطفی تبریزی
  • سلام خوش به سعادتت... مارو هم یاد کن
    "دارچین"  هم به روز است.
    حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود  
    خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

    ای که ره بستی میان کوچه‌ها بر فاطمه  
    گردنت را می‌شکست آنجا اگر عباس بود

    :'(



    دعوتید عزیز همراه به مطلبه: عاشق تنها


  • آیات نورانی
  • هوالنور

     

    در میهمانی دیگران،

    همه چیز هست،جز آن چه من می خواهم...

     

    در ضیافت او،

    هیچ چیز نیست،جز آن چه من می خواهم...


    سلام دوست گرامی

    یکی از مسائلی که درباره عید نوروز مطرح است این است که آیا این روز مقارن با عید غدیر قمری است یا خیر؟ برای حل این مسئله، مطلب کوتاه زیر را مطالعه کنید و بعد خودتان نتیجه مقاله را به صورت آنلاین با مبدل تاریخ محاسبه نمایید.
    http://ghasedoon.blog.ir/post/35
    یاعلی

    .:: اَللهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم ::.

    سلام.
    من به تازگی برگشتم از دیار نور...
    .
    .
    سفرتان به خیر و زیارتتان قبول
  • محمد حسین عباسی
  • سلام
    اگر مایل به تبادل لینک هستید بسم الله.
    منتظریم!
  • میلاد علیدوست

  • سلام خدمت شما...انشالله که سال خوبی داشته باشید.
    سالی پربرکت و تندرستی در1393
  • فدایی یوسف فاطمه
  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم...

    یا مقلب القلوب ....

    حول حالنا به حق فاطمه و ابیها و بعلها و بنی ها....

    به امید ظهور منتقم مادر در سال جدید...

    اولین جمعه این سال چه دلگیر شد است

    اما به امر امام خامنه ای وظیفه ها سنگین تر

    کوشش بیشتر و التماس دعای فرج

    السلام علیک یا ربیع الاَنام و نضرةَ الاَیّام...

    سلام بر تو ای بهار خلایق و خرمی روزگار....

    ****
    سال فاطمی خوبی داشته باشید....

    ......
    http://heyateketab.blog.ir/
  • علی اکبر مجنون الحسین جان
  • بسم رب الحی (ارواحناله لک الفدا)

    باسلام و ادب محضر شما خواهران بزرگوار و برادران عزیزم

    عرض تهنییت دارم خدمت شما فرارسیدن بهار انسانی و جلوه ی معاد خداوندی و عرض تعزییت ایام سوگواری شهادت
    ام ابیها، صدیقه ی طاهره کبری،فاطمه الزهرا(ارواحناله لک الفدا)
    هدیه پیش کش حسینیه ی ققنوس کربلا تقدیم شما....

    هدیه نوروزی که برای حضرت علی"ارواحناله لک الفدا" آوردند !
    عیدی دادن در خانواده های سنتی ایرانی دارای اهمیت و مفهومی در خور توجه است و این باور وجود دارد که گرفتن عیدی از دست کسان مورد احترام از نظر سنی، منزلتی و خویشاوندی تبرک و خوش یمن است.

    هدیه و عیدی دادن به مناسبت نوروز رسمی دیرینه است. کتاب های تاریخی از پیشکش ها و بخشش های نوروزی در ادوار پیش از اسلام و بعد از اسلام خبر می دهند، از رعیت به پادشاهان و حکمرانان، از پادشاهان و حکمرانان به وزیران، دبیران،کارگزاران و شاعران و از بزرگترهای خاندان به کوچکترها به ویژه به کودکان.

    رسم هدیه دادن نوروزی را، ابوریحان بیرونی از گفته آذر باد موبد بغداد چنین آورده؛ نیشکر در ایران، روز نوروز یافت شد پیش از آن کسی آن را نمی شناخت. جمشید روزی نی ای دید که از آن کمی به بیرون تراوش کرده، چون دید شیرین است امر کرد، این نی را بیرون آورند و از آن شکر ساختند ومردم از راه تبرک به یکدیگر شکر هدیه کردند و در مهرگان نیز تکرار کردند و هدیه دادن رسم شد.(آثار الباقیه، ص 328)

    پیشکشی رعیت"تاجر، صنعتگر،کشاورز"و حاکمان ولایت به پادشاهان و خلفا در واقع بخشی از باج و خراج و مالیات سالانه بود که گفته یا نگفته به آن متعهد بودند و خزانه کشور از آن آبادان بود.

    ابوریحان بیرونی می نویسد؛ پادشاهان ساسانی آنچه را که پنج روز عید"به ترتیب اعیان، دهقانان، سپاهیان، خاصان و خادمان"هدیه آورده بودند روز ششم امر به احضار می کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه می داشت و آن چه می خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتند می بخشید.

    "کمپفر" سیاح دوره صفوی، از هدیه های حاکان و ثروتمندان محلی که برای شاه سلیمان می آوردند به عنوان "سومین بودجه دربار"یاد می کند. تاورنیه هدیه یکی از حاکمان را به پادشاه "ده هزار اشرفی"ذکر کرده و شاردن هدیه های به پادشاه را حدود 2 میلیون فرانک تخمین می زند.

    دروویل می نویسد؛ این هدیه های نوروزی علاوه بر طلا،جواهر و سکه های زر، عبارت از اسب های اصیل، جنگ افزار، پارچه های گرانبها و شال های کشمیر و پوست های ممتاز و قند و قهوه و چای و مربا است.

    در کتاب های تاریخی و ادبی، بیش از همه از هدیه پادشاهان به شاعران سخن رفته، هدیه ای که بنابر رسم برای سرودن قصیده ها و مدیحه های نوروزی داده می شد. هدیه به شاعران در جشن نوروز که انگیزه و وسیله ای برای سرودن شعر و مدیحه بود در واقع نوعی حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار می رفت. این بخشش ها گاه به اندازه ای بود که می توانست شاعری را توانگر سازد. رسم و ضابطه پیشکش های سنگین بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره مشروطیت رایج بود.

    امروز رسم عیدی دادن در بین همه قشرها و خانواده ها و سازمان ها دولتی و خصوصی پابرجاست و در سازمان های دولتی رسمیت یافته است. عیدی دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به کسان کم در آمد و خدمتگزاران در محیط کار، به رفتگر، به نامه رسان و...در عین حال نوعی جبران زحمت و انتظار خدمت است. عیدی های امروز بیشتر به صورت نقد و اسکناس نو است. بانک ها پیش بینی تهیه"اسکناس نو"کرده و در اختیار مشتریان می گذارند. در جامعه کشاوری،روستایی و عشایری در گذشته ای نه چندان دور،پیشکش های نوروزی فراورده محلی بود و بخشش ها  کالا و فراورده غیر محلی.

    هدیه دان که به مناسبت هایی چون عید، موفقیت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ و..است. به ویژه در خانواده های سنتی دارای اهمیت و مفهومی در خور توجه است. البته این باور وجود دارد که گرفتن عیدی از دست کسان مورد احترام"از نظر سنی، منزلتی، خویشاوندی، علمی، نسبی و.."تبرک و دارای شگون است.

    از امیرالمونین علی (ع) روایت شده است که ایرانیان ظرفهای حلوا برای او هدیه آوردند، پرسیدند اینها چه هستند؟گفتند؛ هدیه نوروزست. پس گفت؛همه روزها نوروز باشد. پس شیرینی را خورد و ندیمان را بخوراند و ظرف ها را بین مسلمین قسمت کرد. (المحاسن و الاضداد، ص 395)

    در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیغمبر(ص) هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟گفتند امروز نوروزست. پرسید که نوروز چیست؟گفتند عید بزرگ ایرانیان است. (ترجمه آثار الباقیه ص 279 و 556 )

    _____________________________________________________________
    التماس دعای عهد و فرج مولایمان ان شاالله
    س : چرا از همه انتقاد می کنید اما از رهبر انتقاد نمی کنید؟
    ج : جواب قاطع و بسیار زیبای استاد عباسی
    http://sajjad-m.blog.ir/1393/01/02/
    با بیان نظرات خود ما را در هرچه بهتر شدن وبلاگ یاری نمائید.
    و من اله توفیق...

    سلام....

    دعوتید با طعم کتاب ناب....

     

    *استاد عشق...

    http://heyateketab.blog.ir/post/46

     

    یا علی

     

    ۱: ماجرای منویات رهبری در دعای عهد و صدر اسلام

    هر سپیده، دعای عهد ما را می خواند

    بیاییم ما هم دعای عهد و پیمان با امام زمان مان را بخوانیم. هر سپیده زمزمه کنیم که «خدایا در این صبح و ایام زندگیم، دوباره عهد، پیمان و بیعتی ابدی و پایدار با او (عج) می بندم: «اللَّهُمَّ إِنِّی أُجَدِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَةِ یَوْمِی هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَیَّامِی عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ أَبَداً». خداوندا! مرا را از انصار او، از یاورانش، از مدافعانش و از شتابندگان در برآوردن خواسته هایش، و از فرمانبران اوامر وی و پشتیبانانش بگردان! درست است که ما پشت سر هم این عبارات را می خوانیم؛ اما، هر کدام از آنها، نه خان، که یک خوان تقرب است و تنعم از آن، سالها زمان می برد: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُمْتَثِلِینَ‏ لِأَوَامِرِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ». زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص ۳۰۲.

    چهار مرتبه اطاعت از ولیّ امر؛ بالاترین مرتبه: «وَ السَّابِقِینَ إِلَى»

    در مراتب پیروان ولیّ امر، کمینه، چهار مرتبه را می توان بیان کرد: آ. عمل به «امر» ولیّ امر؛ ب. عمل به «اَماره یا همان اشاره» ایشان. ج. عمل به «اراده و نیت» ایشان؛ د. پیشی گرفتن از دیگران در عمل به اراده ایشان؛ نمونه ای تاریخی از عدم پیروی از اراده و منویات پیامبر و تبعات آن:

    پیامبر خدا (ص) هنگام فتح مکه، اعلام عفو و امن عمومی کرد و تنها چهار نفر را استثناء کرد و فرمود: این چهار نفر حتی اگر به پرده کعبه هم آویخته بودند، بکشید! از آن جمله، عبد الله بن ابی سرح مرتد و مفتری بود. در فتح مکه، عثمان (برادر شیری/ مادری) وی، او را در خانه خویش پنهان کرد. سپس او را برای امان گرفتن و بیعت با رسول خدا (ص) برد؛ پیامبر (ص) سه بار از دست دادن برای بیعت با وی خوداری کرد تا در این مدت کسی او را بکشد، اما چنین نشد و در مرتبه چهارم، پیامبر (ص) بیعت او را پذیرفت. پس از بیرون رفتن عثمان، حضرت فرمود: آیا در میان شما یک مرد با بصیرت نبود تا این خبیث را بکشد؟ از بیعت با او خودداری کردم تا شاید یکى از شما او را بکشد! بی بصیرت ها گفتند: آنچه دردل تو بود را درنیافتیم! نمی شد با چشم اشاره ای بکنی؟۱

    وقتی این فرازهای شگرف دعا در تبیین مراحل چندگانه اطاعت از ولیّ امر طی شود، نوبت به درخواست مقام اطاعت از اراده و سپس شهادت می رسد: «وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ». اگر می خواهیم به مقامت شهادت برسیم، باید مراتب چهارگانه پیروی از ولیّ امر را از همین حالا تمرین کنیم. چنین نیست که وقتی در محضر حضرت بقیت الله هر روز توفیق دعا و ادعای «عمل به اشاره یا عمل به اراده» بکنیم و ایشان به ما نفهماند که تنها با دعا و ادعای نمی توان امام زمان را یاری کرد. در همین راستا حاشیه دیدار نائب امام زمان در ۱۹دی ۹۲ با مردم قم بیدارگر است:

    یک نفر به رهبرمان می گوید: «از تو به یک اشارت از ما به سر دویدن» و امام خامنه ای می گوید: کار از اشاره گذشته است! دل انسان خیلی می گیرد! یعنی ما نه اهل شهادت هستیم، نه اهل پیشی گرفتن در عمل به اراده و منویات رهبری، نه اهل عمل به اشاره و به اماره ایشان، و حتی نه اهل عمل به امر ایشان! ما با خودمان چه می کنیم؟! «أبکی لظلمة قبری! ابکی لضیق لحدی، أبکی لسؤال نکیر و منکر».

    ۳. یک امر رهبری برای کسانی که در سطح «ممتثلین لأوامره» و در هوای رجعت اند

    امام خامنه ای در سخنان حرم رضوی در نوروز ۹۳: «نمی گوییم خرید جنس خارجی حرام است، امّا عرض می کنیم خرید جنس داخلی یک ضرورت برای مقاوم‌سازی اقتصاد است و بر روی همه چیز این کشور تأثیر می گذارد. باید به این توجّه کرد؛ این نقش همه مردم است. البتّه در اینجا هم مثل خیلی جاهای دیگر، مسئولیّت مسئولان و مدیران کشور از دیگران بیشتر است».

    در این سخن، هم امر هست، هم اماره و اشاره و هم اراده و البته ظرفیت برای تمرین «والسابقین الی ارادته» هم فراهم است. ما مرد کدام مرتبه ایم؟ امر یا اماره و اشاره یا ارده یا مسابقه در عمل به اراده؟ روشن است که نویسنده بسیار گزاف گفته است اگر حتی خود را کاملاً اهل عمل به امر نائب امام زمان بداند؛ اما در این کشور آسمانی، همواره کسانی بوده اند که اشک شوق ولیّ فقیه را در آورده اند و حتی رشک آنها بوده اند.

    ------------------------------------------------------
    1. دلائل‏النبوة، ج ‏۵، ص ۶۳. نقل سبل الهدى، ج ۱۰، ص ۴۱۷: «رسول الله (ص) یوم الفتح، أمّن النّاس إلا أربعة نفر منهم عبد الله بن أبی سرح، فاختبأ عند عثمان بن عفّان، فلما دعا رسول الله صلّى الله علیه و سلم النّاس إلى البیعة جاء به عثمان فقال: یا رسول الله، بایع عبد الله، فرفع رسول الله صلّى الله علیه و سلم رأسه، فنظر إلیه ثلاثا کلّ ذلک یأبى، فبایعه بعد ثلاث ثم أقبل على أصحابه فقال: أما منکم رجل رشید یقوم إلى هذا الخبیث؟ إنّی کففت یدی عن بیعته لتقتله، قالوا: ما درینا یا رسول الله ما فی نفسک، هلّا أومأت بعینیک؟».

    سلام ممنون از حضور بهاریتون........................[لبخند][لبخند]

    زندگی کوتاه نیست مشکل اینجاست که ما زندگی را دیر شروع میکنیم
    دردهایت را دورت نچین که دیوار شوند، زیر پایت بچین که پله شوند …
    هیچوقت نگران فردایت نباش خدای دیروز و امروزت فردا هم هست …
    ما اولین دفعه هست که تجربه بندگی داریم ولی او قرنهاست که خداست …
    فرداهایت قشنگ

    سال نو مبارک

    [گل][گل][گل][گل][لبخند][لبخند][گل][گل][گل][گل]
    [گل][گل][گل][گل][لبخند][لبخند][گل][گل][گل][گل]

    سلام و رحمت حق بر شما
    سال فاطمیتون مبارک، ان شاءالله که سال پر خیر و برکتی داشته باشین.

    قبول باشه ان شاءالله از شما خادمی شهدا، خوش به سعادتتون.
    التماس دعا.
    یا حق.[گل]
  • علی اکبر مجنون الحسین جان
  • بسم رب الحی ارواحناله لک الفدا

    اللهم اشف کل مریض؛آمین یارب العالیمن

    به یک یاعلی مددی همه شما محتاجم و اومدم امشب در خونه هاتون در می زنم و کاسه می چرخونم
    برای اینکه به عشق شش ماهه ی حضرت رباب ؛باب الحوائج علی اضغر ابن الحسین ارواحناله لک الفدا؛
    برای این پسر بچه ی زیبا که داره جونش رو با بیماری که داره از دست می ده و برای شفای همه بیمارانی که در این شبها
    به دنبال یک دعای باصفا و یک قلب شکسته می گردند که دعاشون کنه و به هر شکلی که شده خداوند تبارک و تعالی
    نجاتشون بده.... عزیزانم ، خواهران بزرگوارم و برادران گرامی ام؛ خدا می داند که این حقیر این بچه را نمی شناسم
    اما با دیدن
     عکس زیبای این کودک دلم رفت کربلا .... بیائید امشب و این چند روز باقی مونده از ایام مادریمان
    از مادر جان سادات بخواهیم که او را شفای عاجل عطا کندمادر یک آبرویی پیش خدا خرج کنه تمومه و بدون اینکه کارش به تیغ جراحی برسه ؛ یکبار دیگر خداوند
    تبارک و تعالی به خانوده اش او را برگرداند ....
    یک یا علی مددی بگویید و با بازنشر این مطلب بگذارید همه دعا کنند ...خلاصه یک دل شکسته و با آبرو پیش مادرجان
    عزیز کرده پیدا می شه ؛ مادر حرفش رو زمین نیندازه ....
    منتظر دستان پر مهرتان و جوانمردی از سر غیرت و مروت شما هستم....
    هرجور که صلاح می دانید برایش نذر بردارید....
    بحق مادر سادات هرچی مشکل تو زندگی دارید برطرف بشه و هرگز دچار گرفتاری نشید و دستتون پیش مردی هم بحق عموی سادات دراز نشه ...

    بگید یاعلی مددی و درد و بلا نبینید ....
    صفای باطنتون رو عشقه ....

    http://parsisampad.blog.ir/1393/01/06/%D8%AF%D8%B9%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B4#comments
  • حلقه تربیتی شهید اسماعیل زاده تسوجی
  • سلام
    بروزیم
    سلام
    حتما یه سر بزنید
    http://www.asremrooz.ir/vdccmiqp.2bqp08laa2.html

    با مطلب پندی در بین راه منتظر نظر شما هستم...

    سلام

    خوش به سعادتتون

    برای ما هم دعا کنید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی