تـــا به تـــا

تـــا به تـــا

حضرت سلیمان تختش بر باد بود؛ یعنی عالم بر باد است!

وقتی که می‌نویسی،
فکرکن به این‌که باید
از میان خواننده‌هات
یکی دو نفر کشته شوند...
نوشته‌ای که نتواند کسی را بکشد
به درد نمی‌خورد.
نوشته‌ای که تو را
توی تعلیق و غصه
از پا درنیاورد،
به درد
ویترین کتابخانه‌های ملی می‌خورد
و صورت روشنفکرهای مزخرف.
بخوان، غصه بخور.

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

من مهاجرم

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۴۲ ب.ظ

کوله بارش را برداشت و به راه افتاد.رفت که دنبال خدا بگردد و گفت:تا کوله بارم از خدا پر نشود بر نخواهم گشت.نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود.مسافر با خنده رو به درخت کرد و گفت:  چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن.و درخت زیر لب گفت:ولی تلخ تر آنست که بروی و بی ره آورد برگردی.کاش میدانستی آنچه در جستجوی آنی، همین جاست.

مسافر رفت و گفت:یک درخت از راه چه میداند، پاهایش در گل است، او هیچگاه لذت جستجو را نخواهد یافت.نشنید که درخت پاسخ داد:اما من جستجو را از خود آغاز کرده ام و سفرم را کسی نخواهد دید، جز آنکه باید .مسافر رفت در حالیکه کوله اش سنگین بود.
هزار سال گذشت، هزار سال پر پیچ و خم، هزار سال پست و بلند.مسافر بازگشت.رنجور و نا امید.خدا را نیافته بود ، اما غرورش را گم کرده بود.به ابتدای جاده رسید. جاده ای که روزی راه خود را از آن آغاز کرده بود.درختی هزار ساله، بلند بالا و سرسبز کنار جاده بود.زیر سایه اش نشست تا لختی بیاساید.مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را می شناخت.

درخت گفت:سلام مسافر ، در کوله ات چه داری، مرا هم میهمان کن.مسافر  گفت: بالا بلند تنومندم، شرمنده ام ، کوله ام خالی است و هیچ چیز ندارم. درخت گفت: چه خوب، وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری.اما آن روز که می رفتی، در کوله ات همه چیز داشتی، غرور کمترینش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در کوله ات جا برای خدا هست.و قدری از حقیقت را در کوله مسافر ریخت.

دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشم هایش از حیرت درخشید .گفت:هزار سال رفتم و پیدا نکردم و تو نرفته، این همه یافتی! درخت گفت:زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم . و پیمودن خود ، دشوارتر از پیمودن جاده هاست.

پ.ن:
هر کس ما اهل بیت پیامبر (ص)را دوست بدارد،پس باید فقر را چونان لباس رویین بپذیرد.
(یعنی آماده ی انواع محرومیت ها باشد)

حکمت ۱۱۲ نهج البلاغه


نظرات  (۱۴)

  • حلقه تربیتی شهید اسماعیل زاده تسوجی
  • سلام
    خدا قوت
    تبادل لینک...؟؟؟
    پاسخ:
    سلام
    حتما
    ممنون که یاد ما هم بودین
    انشالله همیشه زائر امام رحمت(ع) باشین
    پاسخ:
    انشالله و همچنین
  • وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
  • عالییییییییییییییی بود

    آخر شبی یه متن خوب خوندم
    ممنون
    :)
    همینجوری دوستدارم اینو بنویسم...
    "و خدایی که در این نزدیکیست..."
    پاسخ:
    خواهش
  • فدایی یوسف فاطمه
  • بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم...

    زیارت گوارای وجودتان...
    خوشا به سعادت...
     ما پای درراهی نهادیم و انقلابی را آغاز کردیم که فکر شعب ابی طالبش را هم کرده ایم و تمام سختی هارا به حبی بی وصف نوش میکنیم...
    تلنگر فوق العاده ی در این بازه زمانی که عده ای مات و مبهوت شده اند واردکردید
    ممنون از حضور و سوغاتی...
    یا رضا(ع)
    پاسخ:
    سلام

  • یک سبد سیب

  • وقتی هیچ چیز نداری ، همه چی داری...


    قابل تامل...

     ممنون.
  • قلبم را ب حبّ ت خوش دار ..
  • سلام
    خیلی خوب
    تقبل الله زیارتکم
     حدیث داریم از رسول اکرم ک نزدیک است ، فقر ب کفر انجامد ..(نقل ب مضمون)
    پاسخ:
    سلام
    تشکر از حدیث زیبا
  • andishe اندیشه
  •  

    آقای محمد علی برهانی می گوید در خرداد ۱۳۵۸ هـ.ق برای رسیدگی به مردم محروم منطقه فریدن رفته بودم. هنگام بازگشت ماشین خراب شد و در بیابان تنها ماندم. دیدم چاره حز توسل به مولایم حضرت صاحب الزمان (ع) نیست، به آن حضرت متوسل شدن و گفتم: «یا اباصالح المهدی! ادرکنی.» ناگهان وجود مبارک امام زمان (ع) تشریف آوردند و ضمن بشارت به آمدن وسیله نقلیه فرمود: «ما هم اینجا رفت و آمد می کنیم. شما هم خیلی مأجورید چون خدمت به محرومین می کنید. و این روش جدّم حضرت علی (ع) است. تا می توانید در حدّ تمکّن به این طبقه خدمت کنید و دست از این کار بر ندارید که کار خوبی است

    سلام و ممنون از پست زیبا 

    التماس دعا

    پاسخ:
    سلام
    محتاج دعا
  • andishe اندیشه
  • زها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اینگونه میگفت:"می آید":من تنها گوشی هستم

    که غصه هایش ر می شنود.ویگانه قلبی ام که درهایش را در خود نگه میدارد.


    و سر انجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست .فرشتگان چشم به لبهایش دوختند،گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: با من بگو

    از آنچه سنگینی سینه توست....


    گنجشک گفت:"لانه کوچکی داشتم،آرامگاه خستگی هایم بود،و سر پناه بی کسی ام.تو........ همان را هم از من گرفتی......



    سکوتی در عرش طنین انداز شد.این طوفان بی موقع چه بود؟چه میخواستی از لانه ی محقرم؟؟؟ کجای دنیا را گرفته بود؟؟؟؟

    و سنگینی بغض راه کلامش را بست.


    فرشتگان همه سر به زیر انداختند.



    خدا گفت:"ماری در راه لانه ات بود..........

    خواب بودی...........باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند.................آنگاه تو از کمین مار پر گشودی


    گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.............!!!!!!!!!!!



    خدا گفت:"و چه بسیار بلاها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخواستی."

    اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.....

    ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.......های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.......*
  • معطر بهشتی
  • خداقوت بزرگوار
    التماس دعا
    پاسخ:
    محتاج دعا
    ***برای دریافت هدیه «دهه فجر» ویژه وبلاگ نویسان انقلابی (کلیک کنید)***
    http://www.ammarname.ir/node/32344
    ---------------------------
    سلام و درود؛
    دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته فرهنگی عمارنامه منتشرگردید.
    http://www.ammarname.ir/node/32539
    ما را از بروزرسانی خود آگاه
    و با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
    موفق و پیروز باشید .
    http://ammarname.ir -- info@ammarname.ir
    یا علی

    پاسخ:
    سلام
    تشکر
  • کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
  • سلام خداقوتـــ
    قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فیهِ مِنَ الْمُۆمِنینَ کانَ فی کَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْکْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُکَ ذلکَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.

    سه حالت و خصلت در هر یک از مۆمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

    اوّل آن که به  مردم  چیزی را دهد که از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا کند).

    دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنکه بداند آن حرکتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

    سوّم از برادر مومن خود (به عیبی که در خود نیز دارد ) عیب جویی نکند تا آنکه آن عیب را از خودش دور سازد .

    "  بروزمــ   "

    التماس دعا

    یازهراکربــ بلا ان شاء الله

    پاسخ:
    سلام
    تشکر

    سلام

    تشکر از شما به خاطر ارسال مطلبتان به سایت "حرف تو"
    "
    من مهاجرم "
    با آدرس: http://harfeto.ir/?q=node/21934 
    در این سایت انتشار یافت.
    چشم به راه مطالب خوب شما هستیم.
    هدیه سایت "حرف تو" به شما:

    "‌شهید غلامعلی پیچک: مسئولیت ما، مسئولیت تاریخ است. بگذارید بگویند حکومت دیگری بعد از حکومت علی بود به اسم حکومت خمینی که با هیچ ناحقی نساخت تا سرنگون شد؛ ما از سرنگونی نمی‌ترسیم، از انحراف می‌ترسیم!"

    یا علی
    پاسخ:
    سلام
    تشکر بابت هدیه
  • محمدصادق برجیان
  • +++

    این عکس هارو توی پلاس دیده بودم،

    خیلی قشنگن!

    سلام....ایام ولادت حضرتش برشما مبارک....

    1*امام حسن عسکری علیه السلام می فرمایند:
    «ما مِنْ بَلِیَّة إِلاّ وَ لِلّهِ فیها نِعْمَةٌ تُحیطُ بِها.»:
    هیچ بلایى نیست، مگر این که در آن از طرف خدا نعمتى است.

    پاسخ:
    سلام
    بر شما نیز مبارک

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی